اسكندر بيگ تركمان
722
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
ذكر توجه موكب همايون بخطهء دلپذير اردوباد و خاطر از مهمات آذربايجان پرداختن ورايات اقبال بتسخير شيروان افراختن اردوباد قصبهايست بغايت دلگشا و دلنشين در جانب شمالى آب ارس كه سخن پرداز خطهء شيراز خواجه حافظ در مدح سواحل طيبه نزهت فزايش فرموده : شعر اى صبا گر بگذرى بر ساحل رود ارس * بوسه زن بر خاك آن وادى و مشكين كن نفس در دامنهء كوه قپان واقع شده در كمال نزهت و خرمى بلطافت و عذوبت ماء و باغات و بساتين ميوهدار و چشمههاى خوشگوار شهرهء آفاقست هيچ منزلى و سرزمينى نيست كه چشمه آبى در نهايت لطافت و سردى در آنجا نبوده باشد مردم آنجا بتشيع فطرى و خلوص عقيدت و دوستدارى خاندان كرامت و ولايت نشان صفويه مشهور و معروفند چنانچه در زمان تسلط روميه چند مرتبه بدينجهت قتل عام يافتند و خرابى تمام به آن بلدهء جنت مقام و اختلال باحوال سكنهء و اهالى آنجا خصوصا طبقه عليهء نصيريه طوسيه كه از احفاد استاد البشر عقل حادى عشر خواجه نصير الملة و الدين طوسى روح اللّه روحهاند راه يافت و درين هنگام كه آن اختلال بنيروى اقبال خسرو بيهمال زوال پذيرفت منظور عنايات شاهانه گشته از جميع تكاليف ديوانى معاف و مرفوع القلم و در كل ولايت آذربايجان محسود اماثل و اقرانند و چون آصف جم اقتدار و اعتماد الدوله غفران دثار حاتم بيك از آن سلسله عليه است و راقم حروف را بنا بر طول مدت معاشرت و همصحبتى و طريقهء اخلاص و نمكخوردگى آن عاليجناب فلك احترام ناگزير بود كه در اين مقام برخى از احوال سعادت منوال آن سلسلهء عليه بقلم اخلاص در صحيفه بيان نگارد . القصه آن طبقه رفيعه از فضايل و كمالات عقليه و نقليهء جد بزرگوار بىبهره نيستند شيخ على نقى كمره در مدح آن صاحب اقبال در رشته نظم كشيده ابيات بلند و معانى دلپسند بسيار دارد از آن جمله اين بيت مناسب اين مقام است : بيت تا ابد بار ور ميوهء فضلاند و هنر * هر خس و خار كه در خطهء اردوبادند اكثر ايشان بحليه صلاح و پرهيزگارى و زيور قابليت و استعداد ذاتى و سلامت نفس و اخلاق حميده آراسته و پيراسته همواره مرجع و ملجاء عموم مردم آن ديار بودهاند و آن دستور رفيع مقدار صاحبدولتى بود بمكارم اخلاق ستوده موصوف و عاليمنزلتى بسلامت نفس و نيك انديشى خلايق مشهور و معروف از وفور قابليت و كاردانى برتبهء وزارت ديوان اعلى معزز و سربلند گشته قريب به بيست سال مسند وزارت ديوان و حل و عقد امور جهانيان بذات ملك صفاتش آراستگى داشت و همواره پرتو انوار تربيت و عاطفت شاهانه بر وجنات احوالش تافته روز بروز پايهء قدر و منزلتش بلندى ميگرفت طبع درربارش كام -